حضرت آيت الله قرباني : عشق خدمت به مردم و محرومان در دنيا زنده هست

حضرت آيت الله قرباني : عشق خدمت به مردم و محرومان در دنيا زنده هست

خوشحالم عشق و علاقه و خدمت به مردم و محرومان در دنيا زنده هست . با همه عوامل دنيا گرائي كه در دنيا وجود دارد هنوز انسان هائي هستند كه حتي به حيوانات و جانداران عشق مي ورزند كه در مكتب انبيا اينجور تعليم داده مي شود كه همه جانداران ، نان خور و عيال خدا هستند . حيوانات ، پرندگان، چرندگان تا چه رسد به انسان ها همه عائله خدا هستند.

حضرت آيت الله قرباني ، نماينده مقام معظم رهبري در گيلان و امام جمعه رشت در پنجمین همایش تجلیل از خیران استان و بزرگداشت «حسین استقامت» ، اهدا کننده زمین آسایشگاه سالمندان و معلولان رشت در مجتمع فرهنگی و هنری خاتم‌الانبیا (ص) رشت شركت و طي سخناني گفت :

خوشحالم عشق و علاقه و خدمت به مردم و محرومان در دنيا زنده هست . با همه عوامل دنيا گرائي كه در دنيا وجود دارد هنوز انسان هائي هستند كه حتي به حيوانات و جانداران عشق مي ورزند كه در مكتب انبيا اينجور تعليم داده مي شود كه همه جانداران ، نان خور و عيال خدا هستند . حيوانات ، پرندگان، چرندگان تا چه رسد به انسان ها همه عائله خدا هستند.

روايتي كه خواندم در كتاب شريف كافي هست . پيامبر عظيم الشأن فرمود : خَلْق . يعني : آفريده ، نه انسان ؛ خلق و آفريده‌ها نان خور خدا هستند . " اي كريمي كه از خزانه غيب – گبر و ترسا وظيفه خور داري ".

محبوبترين خلق خدا و آفريده هاي خدا آنهائي هستند كه نفع شان بيشتر به خلق خدا برسد و در دلهائي كه رنج و گرفتاري زمستان سرد را به دل دارند و افسرده اند ، دل آنها را خوشحال كند

روايتي در كتاب بحار دارد : نزديك ترين بنده به خدا آن بنده‌اي هست كه در دل برادر مسلمان نيازمندش محبت و سرور ايجاد كند . عملي انجام دهد كه دل او را خوشحال كند . اين محبت تنها مربوط به انسان ها نيست .

سعدي در گلستان داستاني را نقل مي كند : يكي در بيابان سگي تشنه يافت – برون از رمق هيچ چيزش نيافت . كلاهش را دلو و عمامه‌اش را ريسمان كرد و به داخل چاه انداخت آبي براي سگ مهيا كرد و سك آن آب را خورد، جاني گرفت . خداوند به پيغمبر زمان وحي كرد كه به فلاني بگو به خاطر اين كار مهمي كه انجام دادي و عيال خدا را آب و نان و غذا دادي ما تو را بهشتي مي‌كنيم.

ظاهرا در همين گلستان آمده‌است : شبلي به يك منطقه‌اي سفري مي‌كند. بقچه نانش را در راه سفر پهن مي‌كند ، غذا را مي خورد و بقچه را جمع مي كند و به خانه بر مي‌گردد ، مي بيند يك مورچه‌اي از داخل بقچه اش خارج شده و اين طرف و آن طرف مي‌رود . گفت يقينا اين در آنجائي كه من سفره را پهن كردم دوستاني دارد، آمده‌بود ناني بخورد كه من سفره را جمع كردم گرفتار شده است . شبلي به جائي كه غذا خورده بود برگشت و اين مورچه را در آنجا آزاد كرد و سعدي در اين زمينه اشعاري دارد.

يعني فرهنگ ما ، يك فرهنگي است كه بايد نسبت به بندگان خدا بايد محبت كرد . نيكو كار بود كه اين پنجمين همايش و قدرداني از خيرين استان گيلان است. چند سال قبل براي مرحوم حكيم‌زاده برگزار شده بود و سال قبل براي آرسن ميناسيان و دكتر پيروز گرفتند و امسال هم براي حسين استقامت گرفتيد.

من اخيرا يك كتابي به نام ( زادگاه من ) نوشتم . بيست و چهار شخصيتي كه به مردم خدمت كردند ، يا خدمت مديريتي به جامعه ما كردند يا خدمت علمي و يا خدمت فرهنگي و يا خدمت حفظ عيال الله كردند، مثل دكتر حكيم زاده در آن كتاب آوردم .

من در آن كتاب اسم حكيم زاده و سالمندان رشت و كهريزك تهران را كه حكيم زاده اينها را با كمك ديگران فراهم كردند ، آوردم . ماجراي اين سالمندان را در اين كتاب مي نوشتم ؛ من حسين استقامت را نمي شناختم ولي خواستم تاريخچه سالمندان را بنويسم در مدارك آمده بود كه حسين استقامت اين زمين سالمندان را اهداء كرده و من از ايشان ذكر خير كردم.

حكيم زاده مي‌گويد آيت الله ضيابري هر ماه دستور مي داد كه ما هزار تومان از سهم امام براي ساختن سالمندان رشت از كجا بگيريم . خدمت به انسان‌ها گم نمي شود . تو نيكي مي كن و در دجله انداز – كه ايزد در بيابانت دهد باز .

آن روزي كه حسين استقامت اين زمين را مي داد كي فكر مي‌كرد كه مردم اينقدر از او قدر شناسي بكنند ! حالا اين در دنيا هست.

در روايت دارد شبي كه پيامبر اكرم به معراج مي‌رفت ديد عده‌اي دارند باغستاني را درختكاري مي كنند . كارگران يك مقدار كار مي‌كنند و كمي مي‌ايستند . از جبرائيل سوال كرد اين كارگران چرا مدام كار نمي‌كنند ؟ گفت كه مصالح ساختماني اين باغ از دنيا مي‌آيد . درخت ها را بايد از دنيا بفرستند تا در اينجا غرس كنند . يعني هر عملي كه ما در دنيا انجام مي‌دهيم اين عمل در حافظه روزگار محفوظ است و به شكل باغستان، قصر و عوامل مفرح در عالم آخرت به آدم مي‌رسد .

ولذا در روايات دارد در شب‌هاي جمعه به اموات اجازه مي‌دهند براي سركشي خانواده‌هاي خودشان بيايند . اگر ديدن خانواده‌ها براي آنها دعا مي‌خوانند ، صدقه مي‌دهند ، روضه مي‌آورند ، خيرات مي‌كنند ، با خوشحالي برمي‌گردند و براي فرزندانشان دعا مي‌كنند و اگر ديدند مشغول خودشان هستند و با عوامل لهو و لعبي كه فراوان شده به ياد مردگان نيستند ، افسرده مي‌شوند و ديگر رغبت نمي‌كنند به خانه‌هايشان سر بزنند ؛ مي‌گويند ما مي‌رويم حزن و اندوه ما زياد مي‌شود ؛ اما اگر ببينند فرزندانشان با قرآن ، با دعا ، با نماز ، با اداره ايتام ، با اداره معلولين ، با اداره نيازمندان خيرات براي آنها مي‌فرستند ، قصرهاي آخرتي شان رونق پيدا مي‌كند ، در حق فرزندانشان دعا مي‌كنند .

فرزندان حسين استقامت ! اين سرمايه بزرگي هست خدا به شما داده است . يك انسان خير در آن زمان يك چنين كاري كرد كه الآن پانصد و چند نفر در سالمندان اينجا اداره مي‌شوند .

آقاي قديمي از برادران خوب من است . من گاهي براي سركشي به آنجا مي‌روم ، يا گزارشي از ايشان مي‌بينم و كساني كه در آنجا پذيرائي مي‌شوند ، كساني هستند كه حتي بچه‌هايشان از پدر و مادرشان خبر نمي‌گيرند ؛ خانواده از آنها خبر نمي‌گيرد ، با امكاناتي كه در آنجا هست عزيزان ما آنها را تر و خشك مي‌كنند . دعاي اينها براي شما يك نعمت بزرگي است . محبوب ترين خلق خدا ؛ كسي است كه نانخور هاي خدا را گرامي بدارد .

در كتاب كافي يك نامه‌اي هست ، يكي از ارادتمندان امام موسي كاظم (ع) در ري حاكم بود.

عزيزاني كه در رأس كار هستيد ! دري به تخته‌اي خورد ما ملجأ مردم شديم . سعي كنيم دل مردم را درد نياوريم . سعي كنيم دلهاي نگران و مشوش را خوشحال كنيم ؛ آنها را به اسلام و دين و قرآن و نظام جمهوري اسلامي خوشبين كنيم.

يكي در ري مشكلي داشت ، به او گفتند اگر شما بتوانيد از امام يك نامه اي بياوريد مشكل شما حل مي‌شود . رفت مدينه خدمت امام موسي كاظم (ع) رسيد و گرفتاري خودش را به امام عرض كرد . امام نامه نوشت، در بحار هست و در كافي هم هست .

يحيي ! بدان زير عرش خدا سايه‌اي هست كه زير آن سايه فرداي قيامت مسكن و استراحت نمي‌كند اينكه چيز خوبي را به برادر مسلمانش عرضه بدارد و هديه كند .

عروسي مي‌خواهد بكند براي ايشان كادو ببريد ؛ خانه ندارد مي توانيد يك خانه بيست ، سي توماني از اين مسكن مهر كه مي‌سازند بخري ، در اختيارش بگذار ، از ساختمان خيرين مسكن ساز در اختيار آنها بگذار ، بچه اش مدرسه مي‌رود ، كفش و كلاه ندارد ، مي‌توانيد هديه بكنيد ، مي‌خواهد در دانشگاه ادامه تحصيل بدهد به او كمك بكنيد .

من خودم كه الآن نماينده ولي فقيه در گيلان هستم ، بيش از شصت كتاب نوشته‌ام ، يك بچه يتيم دهاتي بودم كه يك انسان خير مرا براي تحصيل علوم ديني آورد و به من كمك كرد كه الآن قرباني خدمتگزار جامعه هستم . مكه رفتم براي من طواف كردم ، براي او هم طواف كردم ، شب هاي جمعه كه قرآن مي‌خوانم براي پدر و مادرم هديه مي‌فرستم ، براي او هم هديه مي‌فرستم ؛ اگر به نماز شب موفق بشوم در كنار پدرم از او ياد مي‌كنم .

تو نيكي مي كن و در دجله انداز كه ايزد در بيابانت دهد باز

حسين استقامت درود خدا بر تو . حكيم زاده ، ميناسيان ، آيت الله ضيابري ، همه مردمي كه قلب تان براي محرومين مي‌تپد درود خدا بر شما ها باد .

همه را براي بچه‌هايمان بگذاريم آنها مسير ما را ادامه مي‌دهند ؟ همه جا بچه ها بر طبق وصيت پدر و مادر عمل مي‌كنند ؟ ما افرادي را سوراخ داريم كه زندگي فراوان داشتند .

يادم مي‌آيد يك بزرگي در شهر ما كه رئيس انجمن شهر آن زمان بود ، دوازه هكتار باغ چائي داشت ، چند تا خانه داشت و چه داشت ... يك پسر داشت . وقتي فوت كرد ، چهار ماه بعد پدر زن من ، آيت الله كوشالي - يك آدم بزرگواري در شهر لاهيجان بود كه آقايان معمم مي‌شناسند - نامه‌اي به من داد ؛ وقتي خواندم ، ديدم پسر همان آقاي رئيس انجمن شهر نوشته : آقا ! من در اين زمستان در يك قهوه خانه‌اي زندگي مي‌كنم ، صد تومان به من كمك تا بتوانم اين زمستان را سر كنم ! همه ثروت پدر را در قمار و عياشي و بي‌بند و باري صرف كرد و صد تومان براي زندگي در قهوه خانه درخواست كرد !

بابا ، همه را براي بچه هايتان نگذاريد ، بچه ها حق دارند اما خدا هم در اموال شما براي سائل و محروم حقي تعيين كرده است . شما بياييد در شهرمان يك دارالايتام درست كنيد ، يك كهريزك در تهران درست كنيد ، يك سالمندان در اينجا درست كنيد .

عكس‌ها را ديديد ؟ عصا به دست ، بچه‌ها و غيره ، خدا در نان دادن اينها عاجز نيست اما اين سفره را پهن كرده ببيند ما چند پله حلاجيم ؛ چگونه اين نعمت ها را به ما داده در راه خدا مصرف مي‌كنيم . ولذا امام در آن نامه نوشت : اندوه را از دل بعضي‌ها در كنند .

امروز پيش من آمده بودند كه يك زنداني هست بايد نود ميليون تومان ديه بدهد و ندارند و آدم خوبي هم هست و هستند افرادي كه براي ده ميليون ، بيست ميليون در زندان هستند ، آدم دست اينها را بگيرد ، اينها را به خانواده هايشان برگرداند ، مشكلات اينها را رفع بكند . بچه يتيم هاي با استعدادي هستند .

در باره زندگي حكيم زاده يك كتابي منتشر شده و من آن را از اول تا به آخر خواندم . در من خيلي اثر گذاشت و بعضي جا گريه كردم . پدرش حكيم آن زمان بود كه در پنج ، شش سالگي پدر را از دست داد ، هيچكس نبود اين را اداره بكند ، يك دكتر بزرگواري كه با پدرش رفيق بود عصاي زير بغلش شد ، به ايشان كمك كرد ، تا به دانشگاه برسد ، رشته تخصصي را گذراند ، براي خودش عار نمي‌دانست بيايد دست گدائي به سوي اين و آن دراز كند .

در همين كتاب نوشته : از جلوي دروازه قزوين ، مركز فحشاي زمان شاه مي‌گذشتم ، ديدم اين زنان آلوده مي‌آيند اينجا مي‌نشينند ، دلم خيلي براي اينها سوخت .

يك روزي از خيابان پهلوي آن روز و وليعصر امروز مي‌گذشتم ، تابلوي شواراي زنان ايران را ديدم ؛ بدون اجازه بالا رفتم ، ديدم اين زنان با هفت قلم آرايش نشسته ، دارند حرف مي‌زنند و پز مي‌دهند . گفتم : من آمده‌ام بگويم غيرت زنانگي شما كجا رفته است ؟ من به داخل دروازه قزوين ، مركز زنان آلوده رفتم ، ديدم از خانه رانده ، از وطن مانده ، راهي براي زندگي ندارند ، شما اين تابلو را زده‌ايد چه بكنيد ، بايد به اينها خدمت بكنيد ؛ آنهائي كه مي‌توانند شوهر بكنند ، برايشان شوهر فراهم بكنيد ، جهيزيه برايشان فراهم بكنيد ، خانه برايشان فراهم بكنيد .

بعضي از آن ازخود راضي ها گفتند نبايد اين كارها را مي‌كردند ، ما براي خودمان اهداف سياسي داريم ، صفيه پيروز كه رئيس اينها بوده گفت : حرف شما منطقي است و من قبول دارم ، ما بايد براي اينها كار بكنيم .

حكيم زاده مي‌گويد : آن روز در خانه من يخچال و گاز نبود ولي ما يك خانه مجهز به جميع جهات گرفتيم ؛ آنهائي كه مي توانستند ماشين نويسي ياد بگيرند ، به آنها ماشين نويسي ياد داديم ؛ آنهائي كه مي‌توانستند خياطي ياد بگيرند به آنها ياد داديم ؛ خواندن و نوشتن ، گلدوزي ياد داديم ، شوهر هاي مناسب برايشان فراهم كرديم و اينها را به خانه بخت فرستاديم و به خانه‌هاي اصلي شان برگشتند . حكيم زاده را اينها حكيم زاده كرده است .

امام موسي كاظم (ع) فرمود : اندوه را از دل برادر خود بزدائيد ؛ دلهاي اندهگين را شاد كنيد. به يحيي نوشت : يحيي اين را كه پيش تو فرستادم برادر تو هست . والسلام .

آن مرد به ري پيش يحيي رفت ، نامه حضرت را به او داد و ايشان نامه را خواند ، بلند شد ، نامه را بوسيد و روي سرش گذاشت و گفت : تو خدمت آقا رسيدي ؟ مشكلش را پرسيد و رفع كرد . لباس و امكانات خواست به او هديه كرد ؛ بعد سوال كرد : آيا دل تو را خوش كردم ؟ پيش آقاي من شهادت بده كه يحيي دل مرا خوشحال كرده است.

برادران و خواهران مسلمان ! امام زمان (ع) الآن اعمال ما را مي‌بيند . يكي از دنيا مي‌رود چندين ميليارد تومان پول گذاشته ، نه سهم امامي ، نه سهم ساداتي ، نه مسجدي ، نه حوزه علميه‌اي ، نه چاپ قرآني و نه يك كار خيري . خدا آقاي مژدهي را بيامرزد ، گذاشت كه نامش الآن زنده هست . اين آقاي شايگان كه الآن ماهي ده ميليون تومان به سالمندان كمك مي‌كند چقدر بزرگوار است ! بلاي اينها بخورد به سر آنهائي كه پول ها را به خارج مي‌برند و صرف عياشي و بي‌بند و باري مي كنند و ملت شان در فقر و نيازمندي هستند . خداوند خير دنيا و آخرت را به اين انسان‌ها بدهد .

الحمد الله عشق در جامعه ما نمرده است . خدمت به مردم در جامعه ما نمرده است . همين مردمند باور ديني دارند ، كارهاي خير مي‌كنند ، مدرسه مي‌سازند ، حسينيه مي‌سازند ، گوهر شاد مي‌سازند و همينهاست كه جَنّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَ اْلاَنْهار ، را براي آنها به وجود مي‌آورند .

اميدوارم ره چنان برويم كه حكيم زاده ها ، استقامت ها ، مژدهي ها ، شادگان ها و خيرين روزگار رفته‌اند و همينها ذخيره آخرت ما خواهد بود . از همه خدمتگزاران ، از همه خيرين كه يك عمر در راه خدا خدمت مي‌كنند ، تشكر . والسلام

گالری تصاویر

برای مشاهده عکس ها اینجا کلیک کنید
برای مشاهده عکس ها اینجا کلیک کنید
برای مشاهده عکس ها اینجا کلیک کنید

آیات الهی

پیوند ها





کلیه حقوق این وب سایت متعلق به دفتر حضرت آیت الله قربانی می باشد.